با قبولی طاعات و عبادات شما در ماه پر خیر و برکت رمضان و با توجه

به نزدیک شدن به شبهای قدر موضوعی با نام

(( انسان وسرنوشت ))

رو در نظر گرفتم

 امید است روزی تمام ما با شناخت و علم معنوی خداوند رو عبادت کنیم التماس دعا یا حق 

 

آيا انسان در تعيين سرنوشت خويش حق دارد يا اينکه سرنوشت او از قبل

تعيين شده است ؟و يا به سطح تلاش خود ما بستگي دارد؟آيا سرنوشت

درست است، و قرآن بدان اشاره كرده است؟اگر خداوند قسمت و

سرنوشت هر کس را مقدور و مشخص کرده، پس چرا بايد دعا کنيم؟  و يا

اگر تلاش ما موثر است پس نقش دعا در اين ميان چيست؟

 

 

انسان هر آن اختيار دارد که با انجام کارهاي خوب يا بد، طبق «قدر»  در

چارچوب مشيت الهي، سرنوشت آتي خود را تعيين کند.

 

به طور کلی بايد گفت که قضا و قدر به دو دسته تقسيم مي‌شوند:

قضا و قدر حتمي و قضا و قدر غيرحتمي.

 

• قضا و قدر حتمي ( قوانين طبيعي عالم هستي) : همان علل و

معلول يا سبب و مسببي هستند

که بيرون از اراده انسان‌ها و موجودات ديگر قطعيت دارند و گريزي از آنها

نيست؛ مثل اينکه تمام موجودات

ممکن از عدم به وجود آمده‌اند يا موجودات زنده همگي روزي مي‌ميرند و يا

مثلا آب در شرايط عادي در 100درجه به جوش مي‌آيد.

نظام حاكم بر عالم هستى، نظام اسباب و مسببات است.

عالم هستى كه يك پارچه تحقق فيض الهى است، با تكيه بر اراده‏ى

حكيمانه‏ى خداوند بر اساس نظام عليّت (نظام اسباب و مسببات) استوار

شده است. در اين نظام تحقق هر پديده‏اى با هر ويژگى و

خصوصيتى ناشى از علّت و سبب خاصى است. امام صادق(ع) مى‏فرمايد:

ابى الله ان يجرى الامور الاّ باسباب، فجعل لكل شى‏ء سببا 

 خداوند ابا و پرهيز دارد از جريان ا مور، مگر از طريق اسباب آن‏ها، پس براى

هر چيزى سببى قرار داده است[1]

. به عنوان مثال، وقتى دانه گندم درون زمين قرار مى‏گيرد، نوع و كيفيت

خاك، شرايط آب و هوا، ميزان نور و حرارت و كود و عوامل زيست محيطى،

مواجه شدن يا مواجه نشدن با آفت و... مجموعه عواملى هستند كه علّت و

سبب رشد بوته گندم و مؤثر در كيفيت و ميزان مرغوبيت آن هستند.

اگر خاك در شرايط بسيار مناسب باشد و آب داراى املاح مناسب و به ميزان

كافى به آن برسد و از نور و حرارت و كود به ميزان كافى برخوردار باشد و با

آفت مواجه نشود؛ تقدير و سرنوشت اين دانه‏ى گندم،

شاخه‏اى پربار از دانه‏هايى با كيفيت و طعم عالى خواهد بود. اين يك تقدير

الهى است. يعنى اگر اين مجموعه‏ى اسباب محقق شود چنين مسببى را

در پى دارد و اگر هر يك از عوامل فوق تغيير كند و يا با

آفت مواجه شود، گندم با كيفيت پائين‏تر روئيده خواهد شد. در مثال فوق

مشاهده مى‏كنيم كه هزاران سرنوشت يا تقدير در برابر يك دانه‏ى گندم

است. يعنى به ازاى تحقق اسباب و علل مختلف، معلول و

مسبب مختلف خواهد بود. تقدير الهى همين است كه از هر علتى، معلول

مناسب با آن پديد خواهد آمد.

بنابر اين روشن مى‏شود كه تقدير و سرنوشت (قضا و قدر) مبتنى بر قانون

عليّت كه حاكم بر عالم هستى است، مى‏باشد

 قرآن كريم مى فرمايد : « يَمحو اللهَ ما يَشاء ويثبت وعنده ام الكتاب» «

خداوند هرچه را كه بخواهد محو يا تثبيت مى كند و ام الكتاب در پيش او

است » (1۱) گرچه لوح محو اثبات به دست قدرت او است، منتهاى

مراتب خواست خداوند براساس قانون و حكمت است و بدون دليل كارى

انجام نمى دهد.

 

امام علي(ع) پاي ديواري آسوده بودند و ديوار مي‌خواست فرو بريزد. امام

(ع) از سايه آن کنار رفتند.

سوال شد آيا از قضا و قدر الهي فرار مي‌کني؟ پاسخ دادند که: «از يک قضا

و قدر الهي (که خراب شدن

ديوار بر سر آن حضرت باشد) به قضا و قدر ديگرش فرار مي‌کنم (يعني کنار

رفتن و خراب نشدن ديوار بر آن حضرت).» ...

در این روایت ۲ نکته ی اساسی وجود دارد

۱. ریختن دیوار یک امر طبیعی بوده که طبق معلول خود فرو میریزد

۲. این خود حضرت علی میباشد که با عکس العمل خود در برابر فرو ریختن دیوار کنار میروند

پس : 

 

قضا و قدر غيرحتمي (قدرت اختيار و اراده ي انسان) يعني ما در

آن زمينه يک قضا و قدر نداريم بلکه انواع قضا و قدر داريم که با دخالت اختيار

و اراده و انتخاب انسان يکي از آنان معين مي‌شود.

 

از ديدگاه اسلام، خداوند انسان را به گونه اي آفريده که انتخاب مسير صحيح

زندگي و تعيين سرنوشت و مقدرات از لحاظ سعادت و شقاوت با خود

اوست؛ يعني قدرت تشخيص و گزينش و حق گزينش به انسان

داده شده است، ضمن اينکه رهنمودهايي توسط پيامبران براي انتخاب راه

صحيح داده شده، ولي حق انتخاب با خود انسان است.

پس خداوند سرنوشت انسانها را از راه اختيار و اراده خود آنان‏ ‏معين مي‎كند

و چنين نيست كه براي انسانها سرنوشتي اجباري و بدون اراده‏ ‏و

نقش آنان، مقرر و مقدر شده باشد.

 

در قرآن آمده است: « ان الله لايغير ما‏ ‏بقوم حتي يغيروا ما بانفسهم » (رعد/ 11 ) ‏

يعني خداوند آنچه را به هر قومي مربوط است تغيير نمي دهد تا زماني كه‏ ‏

خود آنان آن را تغيير دهند..[2]



«قَدَر» و «قَدْر» داراي معاني مختلفي چون اندازه، مقدار، اندازه‌گيري، تنگ

گرفتن... و بالاخره به معناي «سرنوشت» نيز آمده است[3]

 شب قدر را هم كه «ليلةالقدر» ناميده شده، بدان جهت است كه در اين

شب سرنوشت كارها اندازه‌گيري و رقم مي‌خورد.[4]

. و واژة «سرنوشت» به معناي آنچه كه از روز ازل براي انسان مقدّر شده و

به معناي، بخت و طالع نيز آمده است. [5]

مقصود از سرنوشت اين است كه انسان حاكم بر سرنوشت خود و در آن

مؤثر است و حتّي مي‌تواند آن را تغيير دهد،[6]

لذا آيه با صراحت مي‌گويد: سرنوشت و مقدّرات شما قبل از هر چيز و

هركس در دست خود شما است

[۷]شانس، طالع، اقبال، تصادف، تأثير اوضاع فلكي و مانند اينها هيچ كدام

پايه و اساس ندارد، و پايه و اساس اين است كه شخص يا ملّتي بخواهد

سربلند، سرافراز، پيروز و پيشرو باشد، يا به عكس تن به ذلّت، زبوني و شكست دهند.

حتي لطف خداوند، يا مجازات او، بي‌مقدّمه، دامان هيچ کس ملّتي را نخواهد

گرفت، بلكه اين اراده و خواست اشخاص و ملت‌ها، و تغييرات دروني

آنهاست كه آنها را مستحق لطف يا مستوجب عذاب خدا مي‌سازد.[۸]

 

نحوه پيمودن اين مسير به اراده انسان بستگی دارد و اين همان قضا و قدر

الهی است همان گونه كه

امام علی(ع) می فرمايد سعادت و شقاوت انسان در سايه كردار و

عمل اوست و خداوند اسباب تمام انسان ها را در جهتی كه خلق

شده اند فراهم می كند.

 

اگر کسي استعداد 150 سال عمر را دارد و شرايط بهداشتي را رعايت کند،

قضا و قدر و اصطلاحا تقدير او اين است که 150 سال عمر کند و اگر اين

شرايط را رعايت نکرد، تقدير او چيز ديگري است.از طرف ديگر قضا به معني

فيصله دادن و تمام کردن و قدر به معناي اندازه و حدود است.

فرض کنيد يک بمب مي‌خواهد منفجر شود، تا علت اين انفجار صورت نگيرد،

محال است انفجاري صورت گيرد، يعني اگر هزار شرط براي انفجار آن لازم

است و 999 شرط آن فراهم است باز منفجر نخواهد شد و وقتي 1000

شرط فراهم آمد، قطعا منفجر مي‌شود و اين همان قضا است.

حال اين بمب چه اندازه تخريب خواهد کرد و شعاع آن تا چه حد است، قطعا

تنها به اندازه نيرويي است که در آن بر اثر انفجار آزاد مي‌شود. نه يک ذره

کمتر و نه يک ذره بيشتر و اين همان قدر است. پس قضا و قدر همان نظام

علت و معلول است.

 

در آيات متعددي پس از بيان وظيفه پيامبر (ص) در هدايت مردم و نشان دادن

راه حق بر اين معني تأکيد شده که سرانجام اين خود انسان است که

تصميم مي گيرد حق و هدايت را بپذيرد و يا راه ضلالت را بر گزيند.


از جمله مي توان به آيات زير اشاره کرد: « فذکر انما انت مذکر٭ لست

عليهم بمصيطر» (۹ ) « خلق را متذکر ساز که وظيفه تو غير از اين نيست و

تو مسلط بر تبديل کفر و ايمان آنها نيستي »


«انا انزلنا عليک الکتاب بالحق فمن اهتدي فلنفسه و من ضل فانما يضل

عليها و ما انت عليهم بوکيل »

 (۱۰)« اي رسول اين کتاب الهي را ما به حق برای هدايت خلق بر تو

فرستاديم، اينک هر که هدايت يافت، نفع آن و هر که به گمراهي شتافت،

زيان آن بر شخص اوست و تو ديگر وکيل خلق نخواهي بود.»


به همين مضمون آيات 108 سوره يونس، 91 و 92 سوره نمل، 20 سوره آل

عمران و آيات ديگري که به اين مضمون اشاره دارد.

اصل موضوع اين است که از ديدگاه اسلام، انسان به عنوان موجودي به

حساب مي آيد که داراي فکر و

انديشه و قدرت تشخيص و گزينش است و بدين لحاظ داراي کرامت و حيثيت

 ذاتي است و بر ديگر موجودات برتري دارد

مرجع:

 ۱.(ميزان الحكمه، ج 5، ح 8166)

[۲] .سوره  رعد/ 11.

[۳] . راغب اصفهاني، مفردات الفاظ قرآن، تحقيق صفوان عدنان داودي، چاپ اول، 1412 ه‍ ق، ص 660 ـ 657؛ و قرشي، علي‌اكبر، قاموس قرآن، چاپ‌خانه حيدري، چاپ دوازدهم، 1376 ه‍ ش، تهران، دارالكتب الاسلاميه، ج 5، ص 250ـ246.

[۴] . ر.ك: طباطبايي، محمد حسين، الميزان في تفسير القرآن، دارالكتب الاسلاميه، چاپ خورشيد، چاپ پنچم، 1372، ج 20، ص 470.

[۵] . عميد، حسن، فرهنگ عميد، انتشارات اميركبير، چاپخانه سپهر، چاپ اول، 1363، ص 736.

[۶] . مطهري، مرتضي، مجموعه آثار، انتشارات صدرا، چاپ فجر، چاپ هشتم، 1377 ه‍ ش، ج 1، ص 371ـ368، انسان و سرنوشت.

[۷] . ر.ك: الميزان، همان، چاپ حيدري، ج 11، ص 341.

[۸] . ر.ك: تفسير نمونه، همان، ج 10، ص 145.

]۹]سوره غاشيه، آيه 21 و 22. 

[۱۰] سوره زمر، آيه 41 .

[۱۱] سوره رعد, آيه 39

http://www.mahdaviat-conference.com

http://www.andisheqom.com/